یه روزی امیرالمؤمنین _جانم به فدای گوشۀ عباش_ از خونه خارج شدن
جناب سلمان فارسی رو دیدن
احوالپرسی کردن باهاشون:
کَیْفَ أَصْبَحْتَ یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ؟
امروز رو چطور صبح کردی؟
آقای سلمان ِ آبروی ایرانیها :)
جواب دادن:
صبح کردم در حالی که چهار تا غصه دارم :(
امیرالمؤمنین _که شمارهشماره نفسهام به فدای خاکِ پاشون_ پرسیدن:
این غصهها چیه؟!
آقای سلمانِ عزیز فرمودن:
هُمُ الْعِیَالُ یَطْلُبُونَ الْخُبْزَ...
خونوادهم که از من یه لقمه نون میخوان...
وَ الشَّهَوَاتِ وَ الْخَالِقُ تَعَالَى یَطْلُبُ الطَّاعَةَ...
جنگِ بین شهواتم که از من اطاعت و کوتاه اومدن میخوان و خالقم که از من طاعت و عبادت میخواد...
وَ الشَّیْطَانُ یَأْمُرُ بِالْمَعْصِیَةِ...
یه جنگ هم با شیطانِ رجیم دارم که من و به گناه امر میکنه...
وَ مَلَکُ الْمَوْتِ یَطْلُبُ الرُّوحَ...
و حضرت عزرائیل _که بهترین سلامهای خدا بر ایشون باد_ داره هی نزدیک و نزدیکتر میشه...
|| شما هم از این غصهها دارید؟! ||
گُل از گُل مولا جان شکفت :)
فرمودن: آقای سلمانِ عزیزِ ما! خوشحال باش!
چون خدا برای هر کدوم از این خصلتها، به تو درجهای میده :)
بعد شروع کردن برای جنابِ سلمان
ماجرای خودشون رو تعریف کردن:
یه روزی رفتم پیش پیغمبر _که دورش بگردم الهی_
حالم رو پرسیدن،
گفتم صبح کردم در حالی که تو دستام هییییییچی جز آب نیست...
و من غصۀ دو تا بچهم حسن و حسین _که جانِ عالمی به فدای این دو پادشاه و پادشاهزاده_ رو دارم
_آقا فدای دلتون... من فدای غصهتون..._
پیامبر ِ نازنین هم فرمودن:
یا علی!
_ای که اسمت عبادته... داغیِ ماجرایِ عاشقیه_
غصۀ خونواده رو خوردن
سپری برابرِ آتیشِِ اون دنیاست...
و طاعتِ خدا امانی از عذابه...
و صبر بر فقر و تنگدستی جهاده...
و برتر از 60 سال عبادت...
و غصۀ مرگ رو داشتن... یاد مرگ رو داشتن...
کفارۀ گناهانه...
یا علی!
_ای که اسمت دلیلِ تپشهای ملتهبِ قلبِ شیعهس_
روزیِ بندهها دستِ خداست
غصۀ تو برای خونوادهت
نه ضرری به اونها میزنه
و نه منفعتی برای اونها داره
اما تو به خاطر این غصه
اجر میبری :)
وَ أَنَّ أَغَمَّ الْغَمِّ غَمُّ الْعِیَالِ...
و غمناکترینِ غصهها... غصۀ خونوادهس :(
|| قلبم از خوندنِ این روایت در شور و شعفه... تا قبلِ خوندنِ این روایت غصۀ رزق و روزی و خونواده داشت کمرم و میشکست... اصلا نمیدونستم خدا حواسش حتی به غصههای منم هست... هم شرمندۀ غفلتم شدم... استغفر الله ربّی و اتوب الیه... هم با چه زبونی ازش تشکر کنم که حتی برای غصه خوردنِ من هم برنامه ریخته؟!... شکراً لله... شکراً لله... شکراً لله... ||
|| جامع الاخبار، ص91......................... بحارالانوار، ج73، ص16 ||