یا امام زمان!
کجایی من فالوت کنم؟؟؟!!!...
|| شما چطور من و فالو کردین؟! من خودمم، خودم و فالو نمیکنم! ||
|| اربعین خیلی گرون شده... نفسم بالا نمیاد... تو فقط امامِ اغنیا نبودی که... ||
یا امام زمان!
کجایی من فالوت کنم؟؟؟!!!...
|| شما چطور من و فالو کردین؟! من خودمم، خودم و فالو نمیکنم! ||
|| اربعین خیلی گرون شده... نفسم بالا نمیاد... تو فقط امامِ اغنیا نبودی که... ||
همهچیز داره عجیبغریب میشه!
یه چوپ افتاده روی یه صهیونیست، یه عده زیر این پست شادی کردن که یه صهیونیست از جهان کم شده و یه عده اومدن نوشتن اگه غیرنظامی بوده که شادی نداره!
صهیونیست تولید نسلش با هدف نظامیه، اون وقت این روغنفکرای ما...
میدونی؟
بخش اعظمی خواسته یا ناخواسته فقط از دین « تولّی » رو یاد گرفتن! دوست داشتنِ دوستدارانِ اهلِ بیت!
وَ نسبت به « تبرّی »؛ بیزاری از دشمنانِ اهل بیت، خواسته یا ناخواسته گارد سفتی دارند!
برید پرس و جو از همینها و ازشون بخواید حکومت امام زمان رو برای شما تعریف کنن. بخواید تصویری که از حکومت امام زمان تو ذهنشونه برای شما توصیف کنن. خواهید دید یه دنیای سرتاسر گل و بلبل و بخشش و مهربانی و تو خوبی، من خوبم و همه در صلح و صفا برات تعریف میکنن!
خب بله! دنیای بعد از ظهور از این هم شیکتره! منتهی حواستون باشه که برای رسیدن به این نقطه امام زمان ابتدا کلی جنگ دارن و ظالمینِ دنیا رو اول ریشهکن میکنن!
من با اینجا کار دارم!
با اینجا که در روایات نوشته:
یکی از رسالتهای مهم حضرت مهدی (عج) پاک سازی زمین از لوث وجود ستمگران است؛ به طوری که برخی از یاران امام (عج) به علت ظاهربینی و ساده لوحی از شدت عمل حضرت نسبت به ستمگران تعجب میکنند؛ غافل از آنکه بدون از بین رفتن آنها عدل و داد در جامعه حاکمیت پیدا نمیکند؛ به عبارت دیگر مبارزه بی امان و قاطع آن حضرت با افراد متجاوز و ستمگر همانند انجام دادن عمل جراحی برای رفع غده خطرناک سرطانی در بدن است که از این طریق امکان پاکسازی همهجانبه جامعه فراهم میشود.
امیرالمؤمنین رو از همین نقطه لعن کردن! از همین نقطه که به حکومت رسید و خیلی قاطع و با شدت عمل در برابر ظالمین ایستادگی و مبارزه کرد!
اون وقت همینایی که الآن آقا بیا آقا بیا سر دادن، پسفردای ظهور که خشونت و قاطعیتِ آقا رو با ظالمین ببینن، هشتگِ نه به اعدام ترند میکنن و میگن امام زمان هم با خودشونه(!) حکومتیه(!)
همۀ دینِ بعضیها شده تولّی!
خب ببین! اون لشکرِ انبوهی هم که مقابلِ اباعبدالله ایستاده بود، امام حسین رو دوست داشتند! وقتِ غارتِ اهلِ بیتش گریه میکردن حتی به حالِ خانوادهش! دوست داشتن! میفهمی؟! تولّی داشتن! ولی تو تبرّی لنگیدن! لنگیدن و سرِ امام رفت به نیزه!
اون وقت طرف بعد از نماز نق میزنه چرا تکبیر میگید؟! چرا مرگ و نفرین میفرستید به این و اون؟! به خاطر همین تکبیر خیلیها نمیان نماز جماعت!
خب نیان! بهتر که نیان! ما اهلِ نمازی که تبرّی نداشته باشه به چه دردمون میخوره؟! بهش میگم شماها چطور پس زیارت عاشورا میخونین؟! زیارت عاشورا که بیشترِ خطوطش لعن و نفرینه؟! اون وقت با چشمای گرد من و نگاه میکنه!
زیارت عاشورا درآوردم شروع کردم با معنی براش خوندن، میگم پس زیارت عاشورا هم نخونین! دشمنناشناسی، امام حسین و غریب کرد! همین عطوفتای الکیِ من درآوردی!
قراره چی از ما بسازن؟! یک مشت مسلمانِ شیعۀ مهربانِ بیخاصیتِ توسریخورِ زودباورِ بدونِ غیرت! که امام زمان هم آمد و دیدیم دارن جنگ به پا میکنن شل بشیم! مثلِ پشتِ خونۀ امیرالمؤمنین..................
ای خدا پناه بر تو از چنین مذهبیای شدن!
حالِ این خانه خوب نیست. بیماری اتاق به اتاق را سرزده و مجالِ نفس کشیدن به کسی نداده. سرپایی برای پرستاری نمانده و هرکس کجدار مریض با خودش سر میکند.
بو! بوی مریضی! بوی مانده و تهوعآورِ مریضی حتی پس از دود کردنِ اسپند هم پابرجا باقیست!
اما شکرِ خدا کسی اینجا داغدار نیست...
آخر یک خانۀ دیگر هم یک زمانی حالش خوب نبود... من این روزها همهاش برای دلم روضۀ آن خانه را میخوانم...
مادری بیمار و زخمی...
پدری با غرورِ شکسته...
پسری تبکرده از کوچه...
دختری فاجعهدیده...
اهلِ خانه داغدار...
بو! بوی دود! بوی مانده و تهوعآورِ دود که هنوز به در و دیوارِ خانه وحشیانه چنگ انداخته...
این روضهها وحشتم میاندازد... مرا عصبی میکند... مرا به جنون میکشد... علی از مذهبیهای بیولایتِ فقیه ضربه خورد! زهرا! زهرای فاطمه را مذهبیهای بیولایتِ فقیه به آن روز انداختند... شده تا به حال فکر کنی اگر یک نفر! فقط یک نفر میآمد توی کوچه و پشتِ سرِ امام حسن میایستاد و دستی که از روی سرش رد شد را میگرفت چه میشد؟! اگر یک نفر، فقط یک نفر خودش را انداخته بود بیرون، یک جمله گفته بود این خانۀ دخترِ پیغمبر است، آن وقت همه ریخته بودند بیرون و فاجعهای رخ نمیداد؟!
علی... علی از مذهبیهای ترسوی بزدلی ضربه خورد که هی به خودشان گفتند: بقیه هستند!
در اتوبوس نشسته و میبیند مشتی بیسواد که در گذرانِ زندگیِ روزمرۀ خود ماندهاند، دارند دربارۀ رهبری حکومت اسلامی تز میدهند و نقد (!) میکنند، یک کلمه به روی خودش نمیآورد جواب بدهد، چرا؟! چون بقیه هستند! چون میترسد دردسر درست شود! چون به او چه؟! چون خدا جای حق نشسته! چون اینها نفهماند، قرار بود فهمیده باشند تا حالا فهمیده بودند!
در مهمانی و دورهمی خانوادگی/دوستانه/کاری نشسته، همه دارند پشتِ انقلاب و امامینِ انقلاب حرف میزنند. این هم تسبیحش به دست، تندتند ذکر میگوید عقب نیافتد! چرا حرفی نمیزند؟! چون حالا دوستاند! همکارند! خانوادهاند! بد است! مردم چه میگویند! من چه کاری از دستم برمیآید؟! هرکس را توی قبر خودش میگذارند!
فکر کن همسایههای آن کوچه...
که در تمامِ عمرشان...
صدای
فاطمۀ زهرا را
نشنیده بودند...
نشنیده بودند!
حالا صدای ناله و گریۀ او را شنیدهاند
در همهمۀ انبوهی از صدای مرد...
فکر کن همه با تعجب
ریختهاند پشتِ درهای حیاط
و به صداهایی که میشنوند
گوش میدهند...
فکر کن همه تعجب کردند!
صدای فاطمه است؟!
دخترِ پیغمبر؟!
فاطمه از نابینا رو میگرفت!
حالا چرا صدایش را کوچه برداشته...
چرا گریه میکند؟!
فکر کن هی لای در را باز کردند...
هی نگاه کردند ببینند چند نفر دیگر از خانههایشان آمدهاند بیرون
که آنها هم بیایند...
اما دیدهاند هیچکس بیرون نیامده...
آنها هم نیامدند!.................
بیرون نیامدند!
بعد فکر کن آن سوی صدا
صدای خشنِ آن ملعون را شنیدهاند؛
« یا اهالی خانه از خانه خارج می شوند یا خانه را با هر چه در آنست به آتش می کشم! »
حالا همه پشتِ درهای خانهشان
ترسیدهاند!
که دعوا به ما ربطی ندارد...
که هروقت دیگران رفتند من هم میروم!
که هستند بقیه!
که علی اگر راست میگوید از خود دفاع کند!
که با فلانی کسی نمیتواند در بیافتد!
که پسفردا بچهام را قرار است بفرستم مدرسه،
عروس و داماد کنم، اینطور که نمیشود! دشمن پیدا میکنم!
که......
علی
علی
علی
علی از مذهبیهای نادانِ بیولایتِ فقیه ضربه خورد!
امان از
مذهبیهایِ
نادونِ
بی ولایتِ فقیه!
|| شاید سنگینترین روضۀ این چند سالم همین چهار خطه... اهلِ روضه گرفتن. ||
روزِ دومِ دهۀ دومیم.
قرار بر اینه این دهه برای خودمون عزاداری کنیم!
قراره بسنجیم کجای دایرۀ «ولایت» ایستادیم!
امروز بیایم به این فکر کنیم
وَ البته کمی سرچ!
من مقالههای عالیای پیدا کردم!
> تاکتیک عبیدالله بن زیاد برای تسلط بر کوفه
> نقش جارچیهای عبیدالله بن زیاد بر عقبنشینی مردمِ کوفه از حمایت و یاری امام و سفیر امام
> عاشورا و جنگ نرم رسانههای اموی
> عوامل شکست مسلم بن عقیل در کوفه
> دلیل انداختنِ پیکرِ مسلم و هانی از دارالاماره و نقشِ این واقعه بر غلبۀ روحی بر مردمِ کوفه
> وَ ...
ماجَرا، فقط ماجَرای پول نیست!
زر و سکه جواب میده، اما لازمۀ پذیرفتنِ همون زر و سکّه، ایجاد فضای روانیِ پذیرشه!
یعنی قبل از هر کاری باید اینجا (اشاره به سر به عنوان جایگاه مغز) شسشتو بشه!
به طور مثال در افغانستان این زر و سکه نبود که جواب داد! بلکه بسترِ قویِ چند سالهای که بر افکار حاکم بودند، پذیرشِ رشوهها و خیانتها رو ایجاد کرد!
اتفاقی که در ایران نیافتاده چون به چنگ و دندان هم که شده جبهۀ انقلاب داره فعلا مقاومت میکنه و به توصیۀ هرباره و اکید امام خامنهای هم داره به افسرانِ جنگ نرم اضافه میشه.
در یک دودوتا چهارتای ساده به نکات خیلی ریزی میرسیم اگر با دل و جون بر خودمون عزاداری کنیم!
ببین! اگه اعتقادی به ظهور و حکومت مهدوی و قیام منتقم نداری و برنامهای اصلا برای این زمان نچیدی، برو خودت و علافِ من نکن!
ولی اگه بستی که از سینهزنی زیرِ عَلَمِ اباعبدالله الحسین - جانم به فدایش - زیرِ عَلَمِ منتقمش باشی و براش مبارزه کنی، امروز یه نیم ساعت برو یه گوشه خلوتی گیر بیار بشینیم با خودمون به جواب این سؤال فکر کنیم:
من در برخورد با فضای مجازی و سیلِ جنگِ نرمی که مستقیم و غیرمستقیم ذهن و فکرِ من رو نشانه گرفته؛
1- چقدر آگاهم؟
2- چقدر میتونم تشخیص بدم مستقیمها کدومه و غیرمستقیمها کدوم؟
3- چقدر روی من آگاهانه یا ناخودآگاه اثر داره؟
4- چه نقشی در این فضا دارم؟ افسرِ باسوادِ جنگِ نرم و در حالِ مبارزه هستم؟ یا افسرِ بیسوادِ این فضا و قربانیِ خاموشِ جبهۀ باطلم؟ مخاطبی بیخبر و در حال اثرپذیریام؟ یا حتی فاجعهتر؛ من هم ناخواسته با نشر و ویو و لایک و نقل، در سپاه باطل فعالیت دارم؟
5- مرجع و رفرنسِ اطلاعات و دانشِ من فقط همینجاست(فضای مجازی)؟
6- توانایی شناسایی اطلاعات مغرضانه رو دارم؟
7- توانایی تفکیکِ دوست و دشمن رو دارم حتی اگر لباسِ فریب بپوشند؟
8- توانایی دفاع از جبهۀ حق رو دارم؟
9- تواناییِ حفظِ خودم رو در این نبردِ بیصدا دارم؟
10- تا چه اندازه این فضا میتونه من رو به باورهام مردّد و مشکّک بکنه؟
► احساس کردم کمی باید بازتر بگم:
مختارنامه رو اگر یادتون باشه، وقتی عبیدالله بن زیاد خواست وارد کوفه شه، لباسی شبیه به لباس امام حسین علیه السلام پوشید، روبندۀ سبز یا شبیه به اون هم روی صورتش انداخت. مردمِ کوفه فکر کردند امام حسینه! شادی کردند و اومدن استقبال! حتی در تاریخ نوشته عدهای مییومدن دست و پای اون و میبوسیدن چون فکر میکردن امامه! خب! عبیدالله فهمید این دستۀ اول راحت کنار زده میشن! نیازی هم به خرجِ زر و سکه ندارن! ابلهتر از این حرفان! عقلشون به چشمشونه! امام حسین و هرجور براشون بسازی اینا باور میکنن!
وقتی وارد دارالاماره شد و منبر رفت و اعلام کرد حاکم کوفه اونه، مردمی که دیدند این امام نیست، ناراحت شدن و برگشتن خونه! خب! عبیدالله دید اینا درجه حماقتشون کمتره، باید وارد راهای دیگه بشه! بعد شروع کرد!
اول یه سیستم جاسوسیِ خفن راه انداخت! جاسوساش و در سطح کوفه پخش کرد و گفت برید دربیارید خصوصیت هرکی چیه.
امروز و الآنِ ما به این مسأله چی میگن؟ توهم توطئه :)
یعنی من اگه بگم همین فضای مجازی دقیقا داره جاسوسی میکنه و شناخت از کاربران پیدا میکنه که براساسِ همون شسشتوی مغزیش و انجام بده، یه عدهتون میگین توهم توطئه دارم! ولی امتحان کنین! مثلا توی تلگرام یا اینستاگرام یه مدت یه موضوع خاصی رو سرچ کنین. من خودم یه مدت (حدود 2 ماه) یه مسآلۀ خاک بر سری سرچ کردم و داخل کانالها و پیجهایی هم که مییومد میرفتم که این برداشت شه که واقعا اینقدر ذهن مریض و پستی دارم که دنبال اون چیزام. بعد از دو ماه سرچ و متوقف کردم. و به امور روزمرۀ خودم پرداختم. به این صلاۀ ظهرِ روز 12 محرم قسم پیشنهاد و تبلیغِ این خاک بر سریها بود که بالای تلگرام و توی اینستام مییومد!
وَ بعد از اون یه مدت (دقیقا همون حدود 2 ماه) مسائل انرژی هستهای رو سرچ میکردم و مباحث مربوط به هلوکاست! میخواستم ببینم خدایی آزادی بیانه که اینم بعدِ دو ماه برام پیشنهاد بده یا نه! بعد از دو ماه سرچ و متوقف کردم! به این صلاۀ ظهرِ روز 12 محرم قسم پیشنهادِ اخبارِ سیاسیِ مغرضانه علیه انقلاب اسلامی و امام خامنهای بود که بالای تلگرام و توی اینستام مییومد! گرفتین چطور شناسایی میکنه و دست به کار میشه؟!
عبیدالله از طریقِ سیستمِ قویِ جاسوسیش فهمید کدوم مسؤولینِ کوفه رو میشه خرید، از کدوما میشه آتو گرفت و تهدیدشون کرد، کدوم مسؤولین تحت غلبۀ زنهاشون هستن و از طریق زنهاشون میشه روشون فشار آورد، کدوم مردم کوچه-بازاریان و دهنبین و با دو تا خبر جارچیها و هوچیها دل پاره میکنن و عقب میرن (همین مردمی که با فضای مجازی راحت میشه گولشون زد! نگاه به مدرک دکترای خیلیا نکنین، کوچه-بازاری شدن ربطی به مدرک نداره!)، کدوم مردم گل به خودیان و راحت وطنفروشی میکنن که ازشون سواری بگیره، کدوم مردم روی بچههاشون حساسن و اونها رو از کشتن یا اسارتِ بچههاشون ترسوندن، کدوم مذهبیها معتقدند سیاست از دیانت جداست و با توجیهاتِ شرعی و فتواهای من درآوردیِ آخوندهای درباری فرستادنشون مکه و بیخیالِ قبلۀ حسین علیه السلام شدن و خلاصه هرکی رو از راه همون نقطه ضعفِ خودش از یاری امام عقب زدن! به همین شیکی!
حالا هم شرایط همونه! فقط ابزار و ادوات فرق کرده! ►
|| من به زبونِ خودمونی هرچی خونده بودم و نوشتم. اما این رو باید مدّ نظر داشته باشید که نقلِ به مضمون هرگز از خطا مصون نیست. اگر بحث براتون جالبه یا میخواید روش کار کنید یا نقلش کنید، این تذکر رو شما هم بدید یا دقیق برید دنبالش و مجزّا با رفرنس تاریخی کار کنید. من چیزی رو گردن نمیگیرم :) ||