ننشستم. 

دنبالتم.

پیگیرتم.

هنوز روزنه‌هایی از امید می‌تابه.

پیگیرتم. 

فقط موکب‌دارها اجازۀ رفتن گرفتن.

پیگیرِ موکب‌دارهاییم. 

دو موکب گفتن خبر می‌دن. 

آقا!

من هنوز پیله‌تم.

پیله‌ت می‌مونم. 

با شما پروانه می‌شم. 

می‌گردم دورِ شمعِ خودت.

.

.

.

گفتن خبر می‌دن........

اجازه بده.....

بخواه...

بطلب...

بخر......

موهام داره سفید می‌شه....

بذار پای شما سفید بشه...

بذار پادوییت و بکنم...

مُهر کن

اجازه بده خبر بدن...

خبرِ خوش بدن...

من امشب می‌رم گدایی دمِ خونه داداش‌تون...

آقاتون...

امام‌تون...

بزرگترتون...

من امشب برای امام حسن علیه السلام نامه می‌نویسم...

شما رو از داداش‌تون گدایی می‌کنم...