از ساعت یک تا همین الآن نشستم پای لپ‌تاپ. هی توی گوگل سرچ کردم نهاد ارتباطات مردمی فلان‌جا و هی ثبت‌نام کردم و هی نامه‌ نوشتم؛ 

ارتباطات مردمی ریاست جمهوری نامه به رئیس‌جمهور... 

ارتباطات مردمی مجلس نامه به آقای قالیباف...

ارتباطات مردمی آستان قدس رضوی نامه به تولیت...

سامانه وزارت خارجه که فقط آدرس ایمیل داشت، ایمیل به وزیر...

نامه‌های بلندبالایی از طرف تمامِ امثالِ منی که برای یه زیارتِ دو هفته‌ای اربعین اون‌قدر سنگ پیش پامونه که حتی یکی‌ش و برای زائرانِ(!) ترکیه و آنتالیا ندیدیم!

سنگِ کرونا... سنگِ ویزا... سنگِ سهمیه‌بندی تعداد زوّار... سنگِ فقط هوایی... سنگِ هزینۀ بلیطِ هواپیما... سنگِ هزینۀ حمل و نقلِ کشوری تا مرز... سنگِ قیدِ فقط موکب‌دارها... سنگِ هزینه‌های خورد و خوراک و امکاناتی که دیگه به خاطر سفر هوایی نمی‌شه برد و باید اون‌ور خودمون جور کنیم... سنگ سنگ سنگ...

از تک‌تک‌شون مطالبه کردم... مثلِ مادری که دکترا بچه‌ش و جواب کردن و داره مثلِ مرغِ پرکنده در به در دنبال معجزه می‌گرده... 

برمیاد! از اینایی که ازشون مطالبه کردم برمیاد یه چیزایی... برمیاد برای همین دو هفته یه چیزایی رو دستکاری کنن... 

برام مهم بود فکر نکنن دردِ ما کروناست! نهههههه! دردِ ما فقرا که تمومِ امیدمون اربعینه همون چیزیه که باعث می‌شه هیچ‌وقت به حج فکر نکنیم... که باعث می‌شه اون زنِ کرمانی که تو حرمِ امام علی (ع) دیدم‌ش و گفت 25 ساله حرمِ امام رضا(ع) رو ندیده چون پولش و نداره ولی اربعین تمومِ دار و ندارش باشه چون سفرِ کم‌هزینۀ فقرا بود... برام مهم بود سکوت نکنم! برام مهم بود غصۀ راکد نخورم! برام مهم بود بی‌تفاوت نباشم! کرونا تموم میشه ولی سال بعد هزینه‌ها دو برابر...

نمی‌دونم دیگه باید چیکار کنم؟ از بسیج دانشجویی کشور هم مطالبه کنم؟ شاید اونا کاری ازشون برنیاد ولی مطالبه مطالبه مطالبه... اگه این صداها زیاد و زیاد و زیادتر بشه بالاخره یکی می‌شنوه... یکی می‌شنوه ما دو ساله اربعین نداریم و در احتضاریم...............