رفتم داخل فیلیمو ببینم فیلمی، سریالی پیدا می‌شه سرگرم‌م کنه یا نه. قسمت اول زخم کاری رایگان بود. پلی کردم دیدم. البته با کلی رد کردن که 50 دقیقه فیلم رو تو بیست دقیقه تموم کردم. چرا؟! چون احساس کردم کارگردان، نویسنده، بازیگرها، پشت صحنه، جلوی دوربین، همه‌شون فکر کردن من یه بی‌شعورِ بی‌سوادِ حداقلی‌ام! واقعا به‌م برخورد! واقعا عصبی بودم بعد از اتمامِ فیلم! واقعا حس کردم تصور کردن من یه بی‌عقلِ نفهم‌م که چنین فیلمی برام ساختن! این‌قدر سطحِ پایین! این‌قدر بی‌کلاس! بی‌شخصیت! بی‌اندیشه! بی‌خروجی! حتی حتی حتی بی اون‌که بتونه ده دقیقه سرگرم‌م کنه! 

رفتم گزینۀ بعد؛ خاتون! وای این رو که این‌قدر عصبی شدم که رفتم نظر بدم و فقط فحش بنویسم! آخه آدم با کار تاریخی هم شوخی می‌کنه؟! واقعا منِ مخاطب رو چی فرض کردن؟! ها؟! چی؟! اون سبکِ لباسِ زنان و مردانِ ایرانه در جنگ جهانی دوم؟! اون حرف زدنه؟! اون جمله‌بندیه؟! مگه کار تاریخی الگو نداره؟! مگه نباید ریتمِ مشخص داشته باشه؟! چرا پس شبیه فیلمای قرونِ وسطای اروپاییه؟! چرا انگار دارم تاریخِ فرانسه یا لندن رو می‌بینم؟! خاک تو سرِ هنرمندهایی که ذره‌ای به شعورِ مخاطب احترام نمی‌ذارن! 

گزینه‌های بعدی رو حتی دیگه نگاه نکردم! زدم تکرارِ قسمتِ تازۀ گاندو رو نشستم دیدم. فیلمی که عوامل‌ش من رو گاو و گوسفند فرض نکردن و برای شعور و اندیشه‌م، برای وقت و عمرم، برای حافظۀ تاریخیم احترام و ارزش قایل بودن! 

 

|| پیگیرم راهی برای مطالبه پیدا کنم از دولتِ آقای رئیسی برای رسیدگی به فیلم و سریال‌ها و شبکه‌های خانگی. یه مطالبۀ جدی که منجر به درکِ اهمیتِ اوقاتِ فراغتِ نسلِ جدید بشه و بفهمه داره چه اتفاقی می‌افته! بلکه آخرِ عمری تونستیم با خیالِ راحت و با نهایتِ لذت یه فیلم آدمیزادی ببینیم! ||