من نه کاری به طبّ سنتی دارم، نه کاری به علم پزشکی مدرن!
من تکلیفم حسابی با خودم روشنه؛
من ولیّ فقیهم که مرجع تقلیدم هست رو فقط میبینم و میشنوم!
حالا اینکه توی مذهبی میشینی به ورّاجی که ولیّ فقیه فقط در مسائل عبادی قابل رجوعه، عقلِ ناقصِ تو که از درکِ ولیّ فقیه عاجزه ربطی به من نداره! کلا هم با مذهبیهای بیولایتِ فقیه بحث نمیکنم! با کافر و معاند بحث میکنم ها! ولی با مذهبیِ بیولایتِ فقیه حتی یک ثانیه از عمرم رو هم اتلاف وقت میدونم! کسر شأن میدونم! اُفتِ کلاس و شخصیت میدونم!
لذا وقتی طرف نشسته روبروم و میگه من که واکسن نمیزنم حتی ایرانیش و، فقط ازش یک سؤال میپرسم و خودش و شرحهشرحه هم بکنه از جواب طفره بره، من مثل دارکوب همین یک سؤالم و تکرار میکنم تا مجبور شه جواب بده!
شما عاقلتر از رهبری؟!
نه جوابِ من و بده! شما عاقلتر از رهبری؟!
دوست عزیز! یک کلمه! آره یا نه؟! شما عاقلتر از رهبری؟!
مجبور میشه جواب بده:
+ آره! ...... بحث تمام! عاقلتری دیگه! مدارک و اسنادِ تخصص و عقلِ بیشتر و نشونم بده، من به حرفِ تو بکنم :) داری مدرک و سندِ تخصصی؟! .......... مثل ماست میمونن!
(یعنی خودش و قیمهقیمه کنه طفره بره، من تا مدرک و سند ازش نگیرم یا غلط کردمش و ولکنِ ماجرا نیستم! خیلیام در اثباتِ این چیزا پیگیرم! یعنی مورد داریم هفت سالِ پیش یه ادعایی کرد، بعدِ هفت سال هنوز تا میبینمش، جلوی هرکی باشه اول میگم چی شد اون؟! کو مدرکت؟! من اصلا با زرزرِ مفت کنار نمیام! اصلا! سر همین وسواسم به حرفهایی که زده میشه هم هیچ وبلاگی رو فالو نمیکنم مگر از نزدیک نویسندهش رو دیده باشم، قشنگ رسّش و کشیده باشم ببینم چه جور آدمیه! به من اضافه میکنه یا نه، همین سرِ سوزن ایمانِ من رو هم قراره چنگ بندازه! خییییییییلی مراقبِ تغذیۀ فکریم هستم! خیلی وسواسگونه ها! اصلا هم گولِ بلاگرهای خوشقلم رو نمیخورم! در واقع اصلا برام مهم نیست کی چه جوری مینویسه و قلمش چقدر محیرالعقوله! نه ابدا! برام مهمه چی مینویسه! چی! داره چی به این فضا اضافه میکنه! بحثِ «تجربه» با «تخصص» فرق داره! لذا بهبه و اهاهِ مخاطب هم به جاییم محسوب نمیشه و نظرات بسته است چون اصلا مخاطب رو آدم حساب نمیکنم! ما همه اینجا یه مشت حرّافیم که دوست داریم بنویسیم حرفامون و، همین! دلایلِ «روانی و شناختی» پشت وبلاگنویسیِ ماست، نه «تخصص»! اگر تونستی وبلاگت و با سابقۀ مثلا هشت ساله، با کلی پست و کلی مخاطب رااااااااااحت و بدونِ فکر دیلیت کنی و بری از صفر وبلاگنویسی رو شروع کنی، اونوقت بیا با من فراتر از تجربه و نیازِ روحی حرف بزن! چون اونجوری یعنی برای تو هم مهم چی نوشتنه! نه چطور نوشتن و برای کی نوشتن و برای چی نوشتن!)
- نه! ...... بحث تمام! ببند دهنت و!
من رهبرم جزو اولینهایی بودن که ماسک زدن... دستکش پوشیدن... و تمامِ سفرهاشون رو کنسل کردن و به تمامِ دستورالعملهای اعلامشدۀ ستاد کرونا عمل کردن؛ من هم همین کار رو کردم و میکنم و خواهم کرد!
رهبرم نوبتشون که رسید واکسن زدن و ایرانی هم زدن، نوبت من شد و بیمار شدم و در دورانِ شش هفتۀ بعد از بیماریم تا بتونم واکسن بزنم که شش هفته تمام شه قطعا واکسن میزنم و قطعا ایرانی!
حالا توی معاند و کافر میخوای از حرص بمیری، بمیر :)))
توی مذهبیِ بیولایتِ فقیه هم میخوای خودت رو شرحهشرحه کنی که من دارم اشتباه میکنم؛ بکن :)))
ارجاعتون میدم به پستِ شاگرد بنّا هستم؛ یک لجباز!
فقط خواهشا دور و برِ من کمتر زر بزنین!
|| واقعا میگم که از مذهبیهای بیولایتِ فقیه حالت تهوع میگیرم! حتی اگر هالۀ نور دورِ سرشون باشه و ماهی 25 روز کربلا و مکه باشن! یعنی جز در اجبارِ صلۀ رحم، حتی یک ثانیه از عمرم و برای این موجوداتِ نفهمِ به دردنخور ِ بیشعور اتلاف نمیکنم! با همین غلظت تنفّر! ||