دست‌هایش تا مِرفَق که نه! تا گردن غرقِ در خون است!

ردّ پای‌ش در تمامِ جنایت‌های دنیا دیده می‌شود!

پشتِ آن لبخندِ شیک‌ش؛ دسته‌دسته مادر به عزا نشسته و پدر، کمرش خمیده!

خون می‌چکد از دندان‌هایش وقتِ خندیدن و شادی... خونِ نسل‌نسل بچه‌های بی‌تقصیر!

وَ اینها را کسی می‌فهمد که مرزِ باریکِ همان چهار انگشتِ بین حق و باطل را فهمیده!

نسل‌کشیِ ارمنستان؛

آوارگیِ فلسطینیان؛

رنجِ مدامِ مردمانِ غزّه و لبنان؛

حالِ وخیمِ خاورمیانه؛ آنجا که افغانستان دیگر وطنِ امنی برای فرزندانش نیست... آنجا که عراق هنوز نفس تازه نکرده باز هم باید آمادۀ رزم شود... سوریه... پاکستان... تمامِ کشورهای آرمیده بر دامانِ خیلجِ فارس... هرکه نفت دارد و نفت؛ حلالِ خاکِ مادریِ خودش است...

حتی ردّ دست‌های وحشی‌اش کشیده شده تا تکه‌تکه‌های بدنِ آن خبرنگارِ عربستانی که در هیاهوی رسانه‌های یاغیِ مطیعِ این وحشی زود از تک‌وتا افتاد...

در هر طغیانِ جدایی‌طلبانۀ ترک‌ها و کردها از خاک و مردم‌شان؛

در هر اغتشاش و آشوبی به رنگِ آبان...

در تک‌تکِ ثانیه‌های دردکشیدنِ بیمارانِ سرطانی و پروانه‌ای...

حتی حتی حتی دنبالۀ این قطعی‌های مکرّر ِ برق که می‌رسد به خوابیدنِ نیروگاه‌ها و تحریم‌های هسته‌ای... که می‌رسد به این وحشیِ شرورِ کراوات‌زدۀ شیک با آن لبخندِ دیپلماسیِ مسخره!

وَ حمایت از ترورِ آن مرد که تنها یک دست از او بر شانه‌های مردم‌ش تشییع شد.........

حالا همین کفتارِ پیر آمده و فرارسیدنِ محرم را گرامی داشته(!)

وَ کفتارناشناس‌ها پای عَلَمَش اشک‌هایشان به عطوفت جاری شده(!)

 

تو فکر کن حرمله

کنارِ گهوارۀ خالیِ اصغر

پابه‌پای رباب گریه کند(!)

.

.

.

« من و همسرم برای همه کسانی که سال نو اسلامی (اول محرم الحرام) و یاد فداکاری‌های تاریخی در ماه مقدس محرم را گرامی می‌دارند، بهترین آرزوها را داریم. ما در گرامیداشت ارزش‌های جهانی عدالت، برابری و شفقت با شما هستیم. »

جو بایدن

(!)

 

 

|| هر کلیدواژه‌ش و که می‌خونم می‌مونم گریه کنم یا بخندم: فداکاری... مقدس... بهترین آرزو... ارزش... عدالت... برابری... شفقت... ای خدا! ||